به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    Array
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    208
    تشکر
    0
    تشکر شده 14 بار در 9 پست
    حالت من
    Busy
    میزان امتیاز
    8

    ایا وجود خون اشام ها واقعیت دارد ****

    پیتر پلوگویوویچ(Peter Plogojowitz)
    فقط کاربران ثپت نام شده می توانند لینک ها را مشاهده کنند.
    پیتر پلوگویوویچ دهقان در دهکده ای به نام کیسیلوا در صربستان زندگی می کرد. وی در سال ۱۷۲۵ از دنیا رفت. پیتر بعد از مرگ به خون آشام تبدیل شد و نه تن از ساکنان دهکده ی کیسیلوا را به قتل رساند. پرونده ی خون آشامی پیتر پلوگویوویچ مستندترین پرونده در رابطه با خون آشام ها می باشد. اسقف اعظم، فرامبالد، که گماشته ی دولت اتریش بود، این مورد را گزارش کرد. بعد از مرگ پیتر پلوگویوویچ، نه نفر به طور ناگهانی جان سپردند و گفته می شد آن ها توسط پلوگویوویچ به قتل رسیده اند. همسر وی به خبرنگاران گفته بود که شوهرش پس از مرگ به ملاقاتش آمده و کفش هایش را می خواسته است. وقتی جسد پیتر توسط کشیش محلی و ساکنان کیسیلوا بررسی شد، معلوم گردید که جسد متلاشی نشده است. موهای سر و ریش بلند شده، “پوست و ناخن ها سالم بودند”. تمام این ها، نشانه هایی از تبدیل شدن به خون آشام است.حمله خون آشام ها به شهر ارواح
    فقط کاربران ثپت نام شده می توانند لینک ها را مشاهده کنند.
    در سال ۱۸۹۹ در کاریبو، آلاسکا طلا کشف شد و در مدت دو سال، بیش از سی هزار نفر در جست و جوی خوشبختی در این شهر کوچک سکنی گزیدند، اما هنگامی که طلا در سال ۱۹۰۱ تمام شد، کاریبو به شهر ارواح بدل گردید. چهل و یک سال بعد، یک گروه ده نفره از مهندسان نظامی برای ساختن بزرگراه آلکان به کاریبو آمدند. بزرگراهی برای پیوند دادن آلاسکا به ۴۸ ایالت آمریکا.در شب سیزدهم ژوئن سال ۱۹۴۲، مرکز فرماندهی طرح در وایتهورس کانادا، یک پیغام فوری از کمپ کاریبو در یافت کرد. مردی که به نظر وحشت زده می رسید، از حمله ی خون آشامان خبر می داد. یک تیم حمله از سیاتل اعزام شد تا به بحران خون آشامان رسیدگی کند. آن ها تمام خون آشامان اطراف کمپ و معدن طلا را که باعث آزار دیگران بودند، کشتند.آزمایشاتی بر روی لباس ها و وضعیت خون آشامان ساکن معدن طلای متروک انجام گرفت، نشان داد که پنج تن از خون آشامان به احتمال زیاد در دوران جویندگی طلا در کاریبو بین سال های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱، مبتلا شده و تغییر ماهیت داده اند. این خون آشامان به نحوی توجیه ناپذیر پس از چهل سال خواب دوباره به زندگی بازگشته بودند.زن برزیلی و خون آشام
    فقط کاربران ثپت نام شده می توانند لینک ها را مشاهده کنند.
    در اکتبر سال ۱۹۷۷، یک زن برزیلی به نام کلودومیرا پایکسائو(Claudomira Paixao)، به دلیل تابش نوری خیره کننده از پنجره ی اتاقش از خواب بیدار شد. سپس مردی میان موجی از گرمای شدید پدیدار گردید و خون کلودومیرا را با یک سرنگ خارج کرد. زن نگون بخت قادر به سخن گفتن و فریاد زدن نبود. عاقبت، موجود وهم انگیز به طرزی ناگهانی ناپدید شد. خانم پایکسائو سپس برای درمان سوختگی هایش به بیمارستان منتقل گردید.فردریک و خون آشام ها
    فقط کاربران ثپت نام شده می توانند لینک ها را مشاهده کنند.
    یک روز بعد از ظهر در ماه جولای سال ۱۹۶۸، جنینگز فردریک(Jennings Frederick) در اطراف ریوسویل، ویرجینیای غربی در حال شکار بود که صدایی او را این گونه مورد خطاب قرار داد: «من دوست هستم. من به دنبال صلح هستم. کمک پزشکی لازم دارم. از شما درخواست کمک دارم.» جنینگز احساس کرد چیزی بازویش را گرفته، و هنگامی که برگشت، با یک شبه انسان سبزچهره و عجیب رو به رو شد.شبه انسان، جسمی به نازکی ساقه ی درختان و بازوانی لاغر همچون ریشه پیچک داشت. او بازوی فردریک را با انگشتان سوزن گونه اش سوراخ کرد و خونش را خارج ساخت. سپس چشمانش قرمز شدند و با چرخش خود، فردریک را به خواب بردند. این موجود وحشتناک پس از آن که تشنگی اش را فرونشاند، قربانی خود را رها کرد و با گام هایی بلند دور شد.

  2. #2
    Array
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    نوشته ها
    1,531
    تشکر
    3,778
    تشکر شده 2,999 بار در 854 پست
    حالت من
    Busy
    میزان امتیاز
    85
    حدود 6 ماه پیش یه جایی خوندم که یک زنی تقریبا خون یه چندصدنفر در چندصد سال پیش خورده بوده و اونها هم مردن !

    به نظر من یه چیزی بوده که از قدیم تا به امروز هی میگن خون آشام

  3. #3
    Array
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    3,706
    تشکر
    11,458
    تشکر شده 5,203 بار در 1,140 پست
    حالت من
    Relaxed
    میزان امتیاز
    315

    نمایش مدال ها

    چه باحال
    گمشده این نسل، اعتماد است نه اعتقاد. اما افسوس، که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتماد!
    مادر !
    من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم
    زیر پای تو آرزوهایی بود
    که از آن گذشتی
    به خاطر
    من




  4. #4
    Array
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    208
    تشکر
    0
    تشکر شده 14 بار در 9 پست
    حالت من
    Busy
    میزان امتیاز
    8
    من امیدوارم باشه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •